محمدتقى نورى

332

اشرف التواريخ ( فارسي )

خود متحمّل نشده ، شاه محمّد بيك قوللر آقاسى را به جهت اظهار مطلب و اقتضاى حاجت روانهء درگاه جهان‌پناهى ساختند . با اينكه مجموع امناى دولت و اعيان حضرت بنابر مراحمى كه درين سال پىدرپى از جناب سعادت « 1 » جوانب شاهنشاهى به ظهور « 2 » پيوست راضى به رفتن شاه محمّد بيك و اظهار مطلب مزبوره نبودند و ليكن شاهزادهء بلند همّت بنابر الهام غيبى و ارشاد لاريبى به هيچ‌وجه التفات به عرايض آنها نفرموده ، فسخ عزيمت ننمودند ، دو سه يوم قبل از ورود محمّد خان ، شاه محمّد بيك را با عريضه‌اى مشعر « 3 » بر گزارش حال روانه دربار خديو بىهمال « 4 » نموده ، به محض ورود ، بىمنّت و معاونت احدى ، پادشاه وافر احسان معادل پنج هزار تومان عراقى از خزانهء عامره وجه نقد به رسم مدد خرج فرزند ارجمند عنايت « 5 » و از حصول مطلب منظوره ( 130 الف ) مزاج وهّاج « 6 » اشرف را نهايت شكفتگى و سرور غيرمحصور روى داده ، مشاراليه با حصول كام و نيل مرام به مرافقت صمد خان افغان و ميرزا جواد خان افشار كه از جانب پادشاهى به سفارت هرات مأمور گرديده بود مراجعت نمود . ذكر اغتشاش ولايت « 7 » ترشيز و گوشمال متمرّدين و « 8 » مصطفى قلى خان فسادانگيز چون ترشيز درين مدّت محاط لشكر منصور و سبحان قلى بيك ، خويش حسين خان سردار ، به محاصرهء آنجا مأمور بود ، درين اوقات كه حسين خان و ساير غلامان شاهى مرخص و مأمور به دربار شاهنشاهى بودند ، نوّاب اشرف ، حسب الاستدعاى حسين خان ، سبحان قلى بيك را نيز مرخص و آقا خان آقاى قاجار ، برادر ميرزا محمّد خان حاكم سبزوار ، از آنجا وارد ركاب ظفر انتساب قلندر بيك غلام پيشخدمت و ميرزا ربيع مستوفى و فوجى از

--> ( 1 ) . مج : مرحمت . ( 2 ) . مج : به صدور . ( 3 ) . مج : مبنى . ( 4 ) . مج : بىهمال و خاقان دريا نوال . ( 5 ) . مج : ارجمند خويش كرامت . ( 6 ) . مج : با ابتهاج . ( 7 ) . مج : امر . ( 8 ) . مج : متمردان .